WELCOM TO SORKHE

سلام.من این وبلاگ رو برای سرگرمی و تفریح درست کردم تا داخلش متن و عکس بزارم.....

ببین غمگین،

 

ببین دلتنگ دیدارم...

 

ببین

 

خوابم نمی آید،

 

بیدارم...

 

نگفتم تا کنون، اما کنون بشنو:

 

تورا بیش از همه کس دوست میدارم

[ یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:23 ] [ JAVAD&MITRA ]

[ ]

تنهایی
رفته بودم سر حوض

 

تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب...

 

آب در حوض نبود

 

ماهیان می گفتند:

 

هیچ تقصیر درختان نیست

 

ظهر دم کرده تابستان بود

 

پسر روشن آب، لب پاشویه نشست

 

و عقاب خورشید، آمد اورا به هوا برد که برد

[ یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:22 ] [ JAVAD&MITRA ]

[ ]

داستان عاشقانه پسر و دختر کم سن بهم داستان عاشق شدن دختر کم سن به پسر داستان عاشقانه چهارده سالم بود که یه داستان عاشقانه ی بلند شروع شد داستان کوتاه سرگرمی

عشق دختر به پسر

چهارده سالم بود که یه داستان عاشقانه ی بلند شروع شد...
 
اوایل از اینکه با پسری دوست شم بیزار بودم...اما نمیدونم این یقینا خواست سرنوشت بود که من با محمد آشنا شم.. اون موقع محمد فقط هفده سالش بود..
اما یه پسر پخته ی خوبو با شخصیت از یه خانواده ی متدین.
چند ماهی با هم دوست بودیم.یه دوستیه پاک پاک....اون موقعا همه چی پاک تر از الان بود...
هر روز بیشتر وابسته ی هم میشدیم.
زنگ میزد..چون هیچ کدوم موبایل نداشتیم...
اوایل اول دبیرستانم بود..وقتی داشتم میومدم خونه به محمد زنگ زدم و گفتم شب کسی خونه نیست بهم زنگ بزن...چون خانواده ی خیلی حساسی داشتم که اون موقعا اصلا با ها شون خوب نبودمم.
شب که محمد زنگ زد بابام هنوز نرفته بود بیرون..بهم شک کردو همه چی رو فهمید..خیلی روز بدی بود....خیلی ترسیده بودم.فرداش به محمد گفتم دیگه بهم زنگ نزنه...خیلی خیلی ناراحت شد و گفت مگه میشه من بدون تو نمیتونم....ولی هر جوری بود ترک کردیم....شیش ماه عین جهنم بود برام...یه روزایی ساعت 11 تلفنمون زنگ میخورد....
دقیقا شیش ماه بعد یه شب از بیرون زنگ زدم به محمد وقتی جواب داد دلم ریخت هر چی گفت الو من جواب ندادم.دلم براش تنگ شده بود..
شاید کسی باورش نشه ولی محمد فرداش بهم زنگ زدو گفت اومده طبقه ی اول خونشون تنها زندگی کنه شمارشو داد بهم.....وااای دلمون واسه هم لک زد ه بود.....من دیگه رفته بودم دوم دبیرستان....بازم رابطمون شروع شد...محمد همش بهم میگفت دوست دارم....خیلی بهم وابسته شدیم...این دفعه دیگه کسی نفهمید..من خاستگارای خیلی زیادی داشتم...تا اینکه یه روز یکی شون از دید مامانو بابام جدی شد...منم به محمد گفتم قضیه رو..همه ی فامیلش میدونستن که دوسم داره...ولی مامانش باورش نمیشد..اخه محمد پیش دانشگاهی بود...ولی به مامانش گفت اونم اومد منو دید و بهم گفت تو واقعا محمد و دوست داری منم گفتم خیلی...
هر دو عاشق هم بودیم...چند روز بعدش مامانش اینا ازم خاستگاری کردن..مامانم اینا که میدونستن ما با هم دوست بودیم به شدت مخالفت کردن..تا اینکه بابام با باباش تنهایی صحبت کردن...بابای محمد فوق العادست و همه حرفشو قبول دارن...
بعد از اون دیدار بابام رضایت داد به ازدوجمون....هر دو از خوشحالی نمیدونستیم چیکار کنیم....
 
فقط چند روز بعدش وقتی من دوم دبیرستان بودمو محمد پیش دانشگاهی ازدواج کردیم....هیچ وقت خاطره ی خوب اون روزا فراموشم نمیشه....
الان 9 ساله که ازدواج کردیم.بچه نداریم...از قبلنا هم بیشتر عاشق همیم...
تو این ماجرا مادرشوهرم از همه یشتر کمکمون کرد..تا ابد ازش ممنونم.
همه کسایی که مارو میشناسن میگن ازدواج ما یه موهبت از طرف خدا بود...چون ما با هم بزرگ شدیم..
از خدا میخوام همه تا اخر عمرشون خوشبخت باشن...ما هم همینطور...


برچسب‌ها: عاشقانه

[ یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:9 ] [ JAVAD&MITRA ]

[ ]

متحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ

[ پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 21:37 ] [ JAVAD&MITRA ]

[ ]

تو روزو روزگارمن

                        تو دنیای منی

             بی تو روزای شادی نیست

 

                                         اما      

                                                   به دنیا اعتمادی نیست             


برچسب‌ها: عاشقانه

[ چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 15:37 ] [ JAVAD&MITRA ]

[ ]

کل کل دختر پسر
این پسرافک میکنن مایادمون نمیادکه وقتی بچه بودن چه جوری به مامانشون التماس می کردن که توروخدافقط همین یکی راواسم لاک بزن. والا بقرعان هی هیچی نمیگیم. دخترا دست وهوررراااا یادتون نره

[ سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 0:15 ] [ JAVAD&MITRA ]

[ ]

کل کل دختر پسر
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﺯ ﺑﺲ ﭘﺮﻭﺗﺰ ﮐﺮﺩﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺭﻭ ﺁﺏ
ﻣﻮﻧﺪﻩ

 

[ سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 0:13 ] [ JAVAD&MITRA ]

[ ]

کل کل دختر پسر
کیا یادشونه پسرا پنیرن دست بزنی می میرن پسرا بادکنکن دست بزنی می ترکن پسرا شلنگن دست بزنی می لنگن. از تفریحات سالم ما هفتادیا. دخترا هوامو داشته باشین

[ سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 0:12 ] [ JAVAD&MITRA ]

[ ]

کل گل دختر پسر
خدایی به پسرا حسودیم میشه!
عقل ندارن راحتن!
به افتخار همه دخترا….

 

[ سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 0:9 ] [ JAVAD&MITRA ]

[ ]

کل کل دختر و پسر

 

میدونین شباهت سیگار با دخترا چیه؟؟
شباهت خاصی ندارن. ولی جفتشون واسه پسرا ضرر دارن…
پسرا دستو جیغو هوراااااا…. خخخ

[ سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 0:8 ] [ JAVAD&MITRA ]

[ ]